در یادداشتی به قلم مشاور رئیس بنیاد ملی نخبگان آمده است: حالا ما از زمستان روزگار، به نوروز و بهار نزدیک شده ایم. همه بذرهایی که در قلب هر ایرانی، با امید و ایمان کاشته شده بود، جوانه زده است. فرهنگ و هنر ایران اسلامی، جایش را در عرصه جدید بازیگران فناوری و نوآوری، پیدا کرده است.

 

*پرویز کرمی

 

فکر می کنم بدترین دشنام بین المللی، همین یک کلمه باشد: «بی‌فرهنگ!». همه مردمان عالم، اجماع دارند بر این نکته که، فرهنگ اهمیتی حیثیتی و حیاتی برای نوع بشر دارد. بی فرهنگ، ما فقط همان حیوانیم که ناطقیم؛ لاغیر. فرهنگ خاصیت های بسیاری دارد که همه می دانند، اما من می خواهم تمرکز کنم بر روی یکی از این خصایص؛ «خلاقیت و نوآوری». خلاقیت و نوآوری مرز جداکننده تعالی از روزمرگی است؛ جایی ورای سکون و ایستایی. خلاقیت و نوآوری، روشی است برای بالا رفتن و بالاتر ایستادن. خلاقیت و نوآوری همانی است که انسان را اشرف مخلوقات می کند و به خلیفگی اش از سمت خداوند، معنا می بخشد. این چنین است که فرهنگ در جایی خود را به عرش اعلی می رساند و قرن ها و هزاره، بر می ایستد و همچنان غنی می ماند، اما جایی دیگر، آنچنان به فراموشگاه تاریخ، سپرده می شود که انگار، هرگز نبوده است.

بر همین اساس است که آن بزرگ تاریخ؛ پیامبر اعظم(ص) فرموده است: «اگر ایمان به ستاره ثریا آویخته باشد، گروهی از ایرانیان آن را به دست خواهند آورد.». ریشه های فرهنگ در کشور ما، آنچنان عمیق و گسترده است که بالندگی و درخشندگی ثمراتش، بر هیچ کس پوشیده نیست؛ حتی اگر برخی حاسدان و معاندان، بخواهند با تبلیغات ناجوانمردانه، بر این عرصه پاک، خاک شک بپاشند و ملت ها را به آن، بدبین کنند.

اسناد بسیاری وجود دارد که نشان می دهد، خلاقیت و نوآوری در همه شئون زندگی مردمان این سرزمین، نقشی محوری و حیاتی داشته است. گرچه، نفرین نفت و منابع، در برهه ای، ما را تن آسایی و مسامحه گری مقطعی کشاند، اما انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس، قطار  ایران را به ریل بازگرداند و نسیم خلاقیت و نوآوری، در کوچه هایش وزید. ما در مقاومت در برابر تحریم های ظالمانه که همانا «دفاع موفق» و جهاد فتوحات علمی و فناوری چهل ساله است، سربلند بوده ایم.

حالا بگذارید جور دیگری به ماجرا نگاه بیندازیم. تصور کنید کشوری را که همه دنیا در مقابل اش ایستاده و تحریم اش کرده است، فشار حداکثری بر آن می آورد، تهدید به جنگ می کند، راه ها و مبادی درآمدی و اقتصادی اش را مسدود می سازد، دچار خشکسالی است، اغلب همسایگانش، با دشمنان، رفیق اند و... .
طبق اصول و مبانی کشورداری، چنین سرزمینی حتما فروپاشیده و از میان رفته است. در آن جنگل داخلی حکمفرماست. فقر و قحطی، بیداد می کند. همه چیز در آن تیره و تار و اندوه وارانه است. بیماری و نکبت از در و دیوار خانه ها می بارد. مرده ها در کف خیابان بر اثر کرونا و بیماری های از این قبیل، روی هم تلنبار شده اند. دود غلیظ بدبختی در هوا پراکنده است. اما در واقعیت چه رخ داده؟ ایران صاحب جایگاهی درخور و رشک برانگیز در علوم و فنون نوین است. ماهواره به به ثریا می فرستد. پیچیده ترین داروها و واکسن‌ها و پیشرفته ترین تجهیزات و دستگاه های حوزه پزشکی را می سازد و صادر هم می کند. هواپیما می سازد. کشتی می سازد. قطار می سازد. در مقابل هر بن بستی، راهی تازه را می گشاید.

حدود 6 هزار شرکت دانش بنیان و 1400 شرکت خلاق و 10 هزار استارتاپ دارد که هر یک، محصولات و اختراعاتی تازه دارند و در حال تولیدش هستند. شرکت های خلاق و استارتاپ های متعدد و متنوع، تا دورترین و صعب العبورترین روستاها هم، راه باز کرده است. زیست بوم نوآوری و فناوری، شکوفه داده و ثمرات اش در انتظار نوروز و اردیبهشت است که در همین نزدیکی هایند. البته مشکلات هم هست، کمبود هم هست. اما این چهره واقعی سرزمین ایران است که در دشوارترین و حساس ترین لحظه های تاریخی اش به سر می برد و همچنان ایستاده و پابرجا مانده است. ایران اسلامی، این سربلندی را مرهون چند چیز است که یکی از مهمترین هایش، داشتن «فرهنگ خلاق و نوآور» و زنده نگه داشتن اش توسط خلایق صبور و مقاوم آن است.

حالا ما از زمستان روزگار، به نوروز و بهار نزدیک شده ایم. همه بذرهایی که در قلب هر ایرانی، با امید و ایمان کاشته شده بود، جوانه زده است. فرهنگ و هنر ایران اسلامی، جایش را در عرصه جدید بازیگران فناوری و نوآوری، پیدا کرده است. در دنیا فرهنگ و هنر، ثروت زاست. هزینه برایش، بهترین سرمایه گذاری است. بازار فرهنگ و هنر که بر مبنای خلاقیت اصیل و بومی استوار است، در کشورمان، دارد رونق می گیرد. جان می گیرد. به برنایی رسیده است. تمدن چندهزار ساله این مرز و بوم، داشته های فرهنگی و معنوی اش، بزرگ ترین ضامن و پشتیبان جوانان خلاقش برای رسیدن به موفقیت های چشمگیر خواهد بود.

اما حالا که زیست بوم نوآوری و فناوری، به بلوغ و شکوفایی اش نزدیک شده، یک رفتار مهم توسط بازیگران آن، ضروری است. ما باید از داشته های فرهنگی مان، بهترین و بیشترین بهره را در کسب و کارها و اقتصاد دانش بنیان مان، داشته باشیم. بومی سازی فناوری و ایران‌ساخت، می باید که درون و بیرون داشته هایش را در نوردد و نمای ایرانی اش را به رخ بکشاند.

همه می دانند که رویه درست و جواب پس داده جوامع، این طور است که فرهنگ بر اقتصاد باید سوار باشد. آنها که اقتصاد را ارجح دانستند و فرهنگ را بزک و ظاهر، به قهقرا رفتند و حرف شان را اغلب، پس گرفتند و به مسیر درست برگشتند، البته با زیان و آسیب بسیار. ما که خزانه فرهنگی و هنری مان، درخشان و چشمگیر است، می توانیم از پشتوانگی آن، آبادانی های بسیاری را فراهم آوریم. این یک شعار نیست، یک راهبردی است که جواب اش را هم پس داده.

بد نیست به موضوع «اقتصاد خلاق» جدی تر و عمقی تر نگاه بیندازیم. تجربه کشورهای موفق در این زمینه، می تواند ما را از اختراع دوباره چرخ، برحذر دارد. به عنوان مثال، کشورهای اروپایی مانند استرالیا یا ژاپن و کره جنوبی، موضوع اقتصاد خلاق را دارند تبدیل به یک فرهنگ مدرسه ای می کنند. کودکان از همان دوران رشدشان، دارند یاد می گیرند که خلاقیت و نوآوری شان داشته باشند و خلاقیت شان را به محصول نزدیک کنند. از همین رو، آماری که این کشورها از خروجی شیوه اقتصاد خلاق شان، داده اند، چشمگیر و ستودنی است.

2700 میلیارد دلار گردش مالی در دنیا برای صنایع خلاق ثبت شده است. رقم کمی نیست. خیلی زیاد است و قابل تامل. سهم صنایع فرهنگی و خلاق کشور ما از این گردش مالی، حدود 100 میلیون دلار در سال است. انصافا خیلی کم است. ما با این همه داشته و پشتوانه و پیشینه، نباید در این سطح باشیم. وقتی اقتصاد خلاق، علاوه بر حفظ میراث گرانبها و وحدت ملی، به اشتغالزایی و ثروت افزایی بی دردسر و کم زمان، منجر می شود، چرا نباید به آن بیشتر توجه کنیم؟ حالا بماند که موضوع صدور فرهنگ به واسطه محصولات عرصه اقتصاد خلاق هم جذابیت زیادی دارد که ما را برای کار بیشتر، می تواند باانگیزه تر بکند.

بر همین اساس، شکل گیری شتاب دهنده های تخصصی در حوزه اقتصاد خلاق و صنایع فرهنگی از واجب ترین های امروز ما است. این شتابدهنده ها، می توانند استارتاپ ها و شرکت های خلاق را دور هم جمع کنند و از گنجینه فرهنگی و هنری مان که تمام ناشدنی است، بهره های فراوان ببرند و کشور را هم صاحب منافع پایدار کنند. شکل گیری خانه های خلاق در چند استان، در همین سال های اخیر، آغاز شده است. حرکتی خوب و ارزشمند. اما با توجه به لازمه تکمیل شدن زیست بوم اقتصاد خلاق، می باید که هر استان صاحب این خانه های موثر و دوست داشتنی شود. سپس ضمن شکل گیری اکوسیستم صنایع خلاق این زنجیره تکمیل شود و آنگاه محصولات متنوع و معتنابهی را به جامعه عرضه و آنگاه راهش را به آن سوی مرزها باز کند.

همین اهمیت حیات برای خانه‌های خلاق نیز وجود دارد. خانه‌هایی که ستون‌ها و جای جای آن رنگ و بوی نوآوری را دارد. خانه‌هایی برای جوانان این سرزمین که در آن ارزش‌های اقتصادی و اجتماعی را می توان مشاهده کرد. حمایت از کارآفرینان جوان و سرمایه های نوپا با ایجاد فضایی برای تبادل ایده‌ها کاری است که در این خانه ها انجام می‌شود. با توسعه این خانه ها در سراسر کشور برندسازی، بازاریابی، تبلیغات و گسترس محصولات خلاق‌ها را شاهد می شویم.

اقتصاد مقاومتی و دانش بنیان، با بال های اقتصاد خلاق و صنایع فرهنگی، و با ایمان به توانستن، راه اش را به آسمان و ثریا باز خواهد کرد. برق چشمان منتظر مردم شریف ایران، راه رسیدن شرکت های خلاق و دانش بنیان را برای رسیدن به قله های سربلندی، روشن کرده است. همیشه روشن باد.

*دبیر ستاد فرهنگسازی اقتصاد دانش بنیان و توسعه صنایع نرم و خلاق